verspringen
(در مورد توپ) منحرف شدن، کج رفتن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
در حین پریدن اشتباه کردن یا منحرف شدن توپ از مسیر
- Der Turner versprang beim letzten Sprung und stürzte.ژیمناست در پرش آخر اشتباه پرید و سقوط کرد.
- Kurz vor dem Schuss versprang dem Stürmer der Ball.درست قبل از شوت، توپ از پای مهاجم منحرف شد.
2
ohne Objekt
(مجازی، فنی) جابجا شدن، ترک برداشتن یا از تراز خارج شدن (مثلاً در دیوار یا ساختار)
- Durch das Erdbeben sind einige Mauern versprungen.بر اثر زلزله برخی دیوارها جابجا شدهاند.
- Die Fugen im alten Gemäuer sind mit der Zeit versprungen.درزهای دیوار قدیمی به مرور زمان جابجا شدهاند.