versprechen
قول دادن، نوید دادن، اشتباه زبانی کردن (sich versprechen)
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) / zu + Infinitiv
به کسی قول دادن یا تعهد کلامی دادن
- Ich verspreche dir, dass ich pünktlich da sein werde.به تو قول میدهم که به موقع آنجا خواهم بود.
- Er hat mir versprochen, beim Umzug zu helfen.او به من قول داده است که در اسبابکشی کمک کند.
2
sich (Akkusativ) versprechen
اشتباه تلفظ کردن، لغزش زبانی داشتن یا کلمهای را اشتباه گفتن
- Entschuldigung, ich habe mich eben versprochen.ببخشید، همین الان اشتباه زبانی کردم (کلمه را اشتباه گفتم).
- Wenn er nervös ist, verspricht er sich häufig.وقتی او مضطرب است، اغلب دچار لغزش زبانی میشود.
3
Akkusativ
امیدبخش بودن، نویدِ چیزی را دادن
- Das neue Projekt verspricht einen großen Erfolg.پروژه جدید نوید موفقیت بزرگی را میدهد.
- Das Wetter verspricht für morgen viel Sonnenschein.آبوهوا برای فردا نوید آفتاب فراوان میدهد.
4
sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) + von + Dativ + versprechen
انتظار داشتن، امیدوار بودن به نتیجهای از چیزی
- Was versprichst du dir von diesem Kurs?چه انتظاری از این دوره آموزشی داری (امیدواری چه نتیجهای بگیری)؟
- Man verspricht sich viel von den neuen Reformen.انتظار زیادی از اصلاحات جدید وجود دارد.