versprechen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃprɛçn̩/
Wortzerlegung: ver·spre·chen
فعل

قول دادن، نوید دادن، اشتباه زبانی کردن (sich versprechen)

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) / zu + Infinitiv

به کسی قول دادن یا تعهد کلامی دادن

  • Ich verspreche dir, dass ich pünktlich da sein werde.به تو قول می‌دهم که به موقع آنجا خواهم بود.
  • Er hat mir versprochen, beim Umzug zu helfen.او به من قول داده است که در اسباب‌کشی کمک کند.
2 sich (Akkusativ) versprechen

اشتباه تلفظ کردن، لغزش زبانی داشتن یا کلمه‌ای را اشتباه گفتن

  • Entschuldigung, ich habe mich eben versprochen.ببخشید، همین الان اشتباه زبانی کردم (کلمه را اشتباه گفتم).
  • Wenn er nervös ist, verspricht er sich häufig.وقتی او مضطرب است، اغلب دچار لغزش زبانی می‌شود.
3 Akkusativ

امیدبخش بودن، نویدِ چیزی را دادن

  • Das neue Projekt verspricht einen großen Erfolg.پروژه جدید نوید موفقیت بزرگی را می‌دهد.
  • Das Wetter verspricht für morgen viel Sonnenschein.آب‌وهوا برای فردا نوید آفتاب فراوان می‌دهد.
4 sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) + von + Dativ + versprechen

انتظار داشتن، امیدوار بودن به نتیجه‌ای از چیزی

  • Was versprichst du dir von diesem Kurs?چه انتظاری از این دوره آموزشی داری (امیدواری چه نتیجه‌ای بگیری)؟
  • Man verspricht sich viel von den neuen Reformen.انتظار زیادی از اصلاحات جدید وجود دارد.