فعل
(در مورد توپ) منحرف شدن، کج رفتن؛ (قدیمی) پخش شدن، پراکنده شدن
معانی و تعاریف verspringen:
- در حین پریدن اشتباه کردن یا مسیر را از دست دادن.
- (مجازی، فنی) جابجا شدن، ترک برداشتن یا از تراز خارج شدن (مثلاً در دیوار یا ساختار).
جملات نمونه برای verspringen:
Kurz vor dem Schuss ''versprang'' dem Stürmer der Ball.
درست قبل از شوت، توپ از پای مهاجم منحرف شد.
Der Ball ''ist'' ihm leider unglücklich ''versprungen.''
متاسفانه توپ به طور ناخوشایندی از او منحرف شد.
Die Sägespäne ''sind'' in alle Ecken ''versprungen.''
خاک اره به همه گوشهها پخش شد.