verstäten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtɛtn̩/
Worttrennung: ver·stä·ten
فعل

محکم کردن, ثابت کردن, استوار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verstäten)

چیزی را به طور رسمی، قانونی یا با سند و مدرک تأیید کردن یا صحه گذاشتن، به ویژه در مورد اسناد، قراردادها یا اظهارات.

  • Der Richter verstätete das Urteil.قاضی حکم را تأیید کرد.
  • Die Vereinbarung wurde schriftlich verstätet.توافق به صورت کتبی استوار شد.