verstäuben
پاشیدن (به صورت ذرات ریز)، اسپری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + verstäuben)
تبدیل کردن چیزی جامد به ذرات بسیار ریز یا پودر کردن آن.
- Der Wind verstäubte den trockenen Sand.باد شن خشک را به ذرات ریز تبدیل کرد.
- Die Maschine verstäubt das Pulver für die industrielle Anwendung.دستگاه پودر را برای کاربرد صنعتی به ذرات ریز تبدیل میکند.
2
Akkusativ (etwas + verstäuben)
پاشیدن یا پخش کردن ذرات ریز (مانند گرد و غبار، اسپری) بر روی چیزی یا در هوا.
- Der Bauer verstäubte das Feld mit Dünger.کشاورز مزرعه را با کود پاشید.
- Die Chemikalie wurde als feiner Staub verstäubt.ماده شیمیایی به صورت گرد و غبار ریز پخش شد.