verstäuben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtɔɪ̯bn̩/
Worttrennung: ver·stäu·ben
فعل

پاشیدن (به صورت ذرات ریز)، اسپری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + verstäuben)

تبدیل کردن چیزی جامد به ذرات بسیار ریز یا پودر کردن آن.

  • Der Wind verstäubte den trockenen Sand.باد شن خشک را به ذرات ریز تبدیل کرد.
  • Die Maschine verstäubt das Pulver für die industrielle Anwendung.دستگاه پودر را برای کاربرد صنعتی به ذرات ریز تبدیل می‌کند.
2 Akkusativ (etwas + verstäuben)

پاشیدن یا پخش کردن ذرات ریز (مانند گرد و غبار، اسپری) بر روی چیزی یا در هوا.

  • Der Bauer verstäubte das Feld mit Dünger.کشاورز مزرعه را با کود پاشید.
  • Die Chemikalie wurde als feiner Staub verstäubt.ماده شیمیایی به صورت گرد و غبار ریز پخش شد.