verstümmeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtʏml̩n/
Worttrennung: ver·stüm·meln
فعل

ناقص کردن، قطع عضو کردن، مثله کردن (برای انسان)؛ خراب کردن، از شکل انداختن (برای اشیاء یا آثار)

Beispiele

  • Das Messer ist sehr scharf, pass auf, dass du dich nicht versehentlich selbst ''verstümmelst.چاقو خیلی تیز است، مراقب باش که ناخواسته خودت را ناقص نکنی.
  • Durch den unsachgemäßen Schnitt wurde der Baum regelrecht ''verstümmelt.به دلیل هرس نامناسب، درخت واقعاً از شکل افتاد/خراب شد.
  • Der Regisseur hat das Stück total ''verstümmelt.کارگردان نمایش را کاملاً خراب کرد/از بین برد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

اعضای بدن را قطع کردن یا به شدت مجروح کردن به طوری که برای همیشه تغییر شکل یافته یا از کار افتاده شوند

  • Im Krieg wurden viele Soldaten verstümmelt.در جنگ، بسیاری از سربازان قطع عضو شدند.
  • Der Unfall hat sein Bein schwer verstümmelt.تصادف پایش را به شدت ناقص کرد.
2 Akkusativ

یک متن، اثر یا اطلاعات را به گونه‌ای تغییر دادن که معنای اصلی یا شکل آن به شدت آسیب ببیند یا از بین برود (تحریف کردن)

  • Die Zensur verstümmelte den ursprünglichen Text.سانسور متن اصلی را تحریف کرد.
  • Man sollte historische Dokumente nicht verstümmeln.نباید اسناد تاریخی را ناقص کرد.