verstarben
مُردند
Bedeutungen
1
kein
به پایان رسیدن زندگی، درگذشتن؛ این فعل به دلیل لحن رسمی و محترمانه خود در متون رسمی، اعلامیههای فوت و ادبیات به کار میرود.
- Der langjährige Bundeskanzler ist nach schwerer Krankheit im Alter von 85 Jahren verstorben.صدراعظم پیشین که سالها در این سمت بود، پس از یک بیماری سخت در سن ۸۵ سالگی درگذشت.
- Wir trauern um den Verlust eines geschätzten Kollegen, der unerwartet verstorben ist.ما برای فقدان همکار عزیزی که به طور ناگهانی درگذشت، سوگواری میکنیم.