versteifen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: ver·stei·fen
فعل

سفت کردن، سخت کردن، خشک شدن (مفاصل)

Beispiele

  • Wir müssen die Folie durch eine feste Unterlage ''versteifen.ما باید فویل را با یک زیرلایه محکم «سفت کنیم».
  • Seine Gelenke ''versteifen'' zusehends.مفاصل او به وضوح «سفت می‌شوند».
  • Er ''versteift'' sich darauf, dass alles beim Alten bleiben müsse.او «اصرار دارد» (سفت و سخت ایستاده) که همه چیز باید مثل سابق بماند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را سفت یا خشک کردن، معمولاً با استفاده از ماده‌ای یا فرآیندی.

  • Der Kleber versteift das Gewebe.چسب پارچه را سفت می‌کند.
  • Kälte kann Muskeln versteifen.سرما می‌تواند عضلات را سفت کند.
2 sich

خود به خود سفت یا خشک شدن، از دست دادن انعطاف‌پذیری.

  • Die Gelenke versteifen im Alter.مفاصل در سنین بالا سفت می‌شوند.
  • Der Teig versteift, wenn er zu lange steht.خمیر اگر زیاد بماند، سفت می‌شود.
3 sich + auf + Akkusativ

با سرسختی و بدون انعطاف بر یک نظر، ایده یا موضع پافشاری کردن.

  • Er versteift sich auf seine Meinung und hört nicht zu.او بر نظر خود پافشاری می‌کند و گوش نمی‌دهد.
  • Wir sollten uns nicht zu sehr auf diese eine Lösung versteifen.ما نباید بیش از حد بر این یک راه‌حل پافشاری کنیم.