فعل
به حراج گذاشتن، مزایده کردن
معانی و تعاریف versteigern:
- چیزی را در مزایده فروختن
جملات نمونه برای versteigern:
Das Haus der Familie wurde letzte Woche ''versteigert.''
خانه خانواده هفته گذشته به حراج گذاشته شد.
Ein Büschel Haare von Elvis Presley ist in Chicago für umgerechnet 10.000 Euro ''versteigert'' worden.
یک دسته مو از الویس پریسلی در شیکاگو به قیمت معادل ۱۰,۰۰۰ یورو به حراج گذاشته شد.
Das alte Gemälde wurde für viel Geld versteigert.
نقاشی قدیمی با قیمت زیادی به حراج گذاشته شد.