فعل
علامتگذاری کردن (با سنگ مرز)، مشخص کردن حدود
معانی و تعاریف versteinen:
- به سنگ تبدیل شدن یا چیزی را به سنگ تبدیل کردن، متحجر کردن.
- از نظر عاطفی یا فیزیکی خشک و بیحس شدن، متحجر شدن (معمولاً به صورت انعکاسی).
جملات نمونه برای versteinen:
Nach 1771, als der Wald neu ''versteint'' und eine Forstkarte angelegt worden war, änderten sich die herrschaftlichen Erwerbsinteressen.
"پس از سال ۱۷۷۱، زمانی که جنگل مجدداً علامتگذاری شد و نقشه جنگلبانی ترسیم گردید، منافع مالکان تغییر کرد."
Im Laufe der Jahrmillionen sind die Bäume versteint.
در طول میلیونها سال، درختان سنگ شدهاند.
Die Lava hat die Stadt versteint.
گدازه شهر را سنگ کرده است.