فعل
سنگواره شدن، فسیل شدن، خشک شدن (از تعجب یا ترس)
معانی و تعاریف versteinern:
- چیزی را به سنگ تبدیل کردن یا خود به سنگ تبدیل شدن.
- (مجازی) از شوک یا ترس بیحرکت و خشک شدن، متحیر کردن.
جملات نمونه برای versteinern:
In einer einzigen Jahrmillion ''versteinert'' nichts.
در طول یک میلیون سال هیچ چیزی «سنگ نمیشود».
Nachdem er an das Telefon ging, ''versteinerte'' er plötzlich.
پس از اینکه تلفن را جواب داد، ناگهان «خشکش زد».
Der Baumstamm ist über Millionen Jahre versteinert.
تنه درخت در طول میلیونها سال سنگ شده است.