verstellen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtɛlən/
Wortzerlegung: ver·stel·len
فعل

دستکاری/دست زدن به تنظیمات، مسدود کردن (راه)، تظاهر کردن (sich)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تغییر دادن موقعیت یا بهم زدن تنظیمات دستگاه، صندلی، آینه یا ساعت

  • Wer hat den Fahrersitz verstellt?چه کسی تنظیمات صندلی راننده را بهم زده است؟
  • Bitte verstellen Sie die Lautstärke nicht.لطفاً درجه صدا را تغییر ندهید.
2 Akkusativ (+ Dativ)

مسدود کردن راه، ورودی یا دید با قرار دادن وسایل

  • Große Kisten verstellen den ganzen Flur.جعبه‌های بزرگ تمام راهرو را مسدود کرده‌اند.
  • Stell das Auto nicht so hin, dass du mir die Ausfahrt verstellst.ماشین را طوری پارک نکن که خروجی مرا مسدود کنی.
3 sich verstellen

تظاهر کردن، عدم رفتار واقعی و پنهان کردن احساسات واقعی (انعکاسی)

  • Er verstellt sich immer, wenn der Chef im Raum ist.او هر وقت رئیس در اتاق است تظاهر می‌کند.
  • Sie kann sich gut verstellen und ihre Gefühle verbergen.او می‌تواند خوب نقش بازی کند و احساساتش را پنهان سازد.