verstellen
دستکاری/دست زدن به تنظیمات، مسدود کردن (راه)، تظاهر کردن (sich)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغییر دادن موقعیت یا بهم زدن تنظیمات دستگاه، صندلی، آینه یا ساعت
- Wer hat den Fahrersitz verstellt?چه کسی تنظیمات صندلی راننده را بهم زده است؟
- Bitte verstellen Sie die Lautstärke nicht.لطفاً درجه صدا را تغییر ندهید.
2
Akkusativ (+ Dativ)
مسدود کردن راه، ورودی یا دید با قرار دادن وسایل
- Große Kisten verstellen den ganzen Flur.جعبههای بزرگ تمام راهرو را مسدود کردهاند.
- Stell das Auto nicht so hin, dass du mir die Ausfahrt verstellst.ماشین را طوری پارک نکن که خروجی مرا مسدود کنی.
3
sich verstellen
تظاهر کردن، عدم رفتار واقعی و پنهان کردن احساسات واقعی (انعکاسی)
- Er verstellt sich immer, wenn der Chef im Raum ist.او هر وقت رئیس در اتاق است تظاهر میکند.
- Sie kann sich gut verstellen und ihre Gefühle verbergen.او میتواند خوب نقش بازی کند و احساساتش را پنهان سازد.