verstoßen
طرد کردن، راندن، نقض کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
کسی را از گروه، خانواده یا جامعهای طرد یا اخراج کردن.
- Er wurde aus dem Verein wegen seines Verhaltens verstoßen.او به دلیل رفتارش از انجمن طرد شد.
- Die Familie verstieß ihren Sohn aus dem Haus.خانواده پسرشان را از خانه بیرون کردند.
2
gegen + Akkusativ (gegen jemanden / etwas verstoßen)
از یک قانون، قاعده یا اصل تخلف کردن یا آن را نقض کردن.
- Mit dieser Handlung verstößt er gegen alle Regeln.با این عمل، او تمام قوانین را نقض میکند.
- Wer gegen das Gesetz verstößt, muss bestraft werden.هر کس که قانون را زیر پا بگذارد، باید مجازات شود.