versteigen
مسیر اشتباهی رفتن، زیادهروی کردن در استدلال
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
در یک بحث یا استدلال به بیراهه رفتن، زیادهروی کردن در ادعاها یا تفکرات
- Er hat sich in seinen Argumenten verstiegen und konnte nicht mehr zurück.او در استدلالهایش به بیراهه رفت و دیگر نتوانست برگردد.
- Man sollte sich nicht in zu gewagten Theorien versteigen.نباید در نظریههای بیش از حد جسورانه زیادهروی کرد.
2
sich + Akkusativ
در حین بالا رفتن در کوه مسیر اشتباهی رفتن یا در جایی گیر کردن
- Der Bergsteiger hatte sich verstiegen und musste gerettet werden.کوهنورد مسیر اشتباهی رفته بود و باید نجات داده میشد.
- Vorsicht, dass du dich nicht versteigst!مواظب باش که مسیر اشتباهی نروی و گیر نکنی!