der Verstoßener

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtoːsənɐ/
Worttrennung: Ver·sto·ße·ner
اسم

راند شده، طرد شده

Bedeutungen

1

شخصی که از گروه، جامعه یا خانواده خود طرد شده و پذیرفته نمی‌شود؛ کسی که از نظر اجتماعی منزوی است.

  • Er lebte als Verstoßener am Rande der Gesellschaft.او به عنوان یک طرد شده در حاشیه جامعه زندگی می‌کرد.
  • Der Verstoßene suchte nach einem Ort, an dem er akzeptiert würde.فرد رانده شده به دنبال مکانی بود که در آن پذیرفته شود.
  • Die Geschichte handelt von einem Verstoßenen, der seine Identität sucht.داستان درباره یک فرد طرد شده است که هویت خود را جستجو می‌کند.