verstreben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtʁeːbn̩/
Worttrennung: ver·stre·ben
فعل

مهاربندی کردن، با تیرک محکم کردن، تقویت کردن

Beispiele

  • das Baugerüst ''verstrebenداربست ساختمانی را «مهاربندی کردن
  • einen Hochspannungsmast ''verstrebenیک دکل فشار قوی را «مهاربندی کردن
  • einen Lattenzaun ''verstrebenیک حصار چوبی را «تقویت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با تیرک‌ها یا ستون‌ها محکم کردن و پایداری بخشیدن.

  • Die Bauarbeiter mussten die Wände des alten Hauses verstreben.کارگران ساختمانی مجبور شدند دیوارهای خانه قدیمی را مهار کنند.
  • Man kann ein Regal mit zusätzlichen Streben verstreben, um es stabiler zu machen.می‌توان یک قفسه را با تیرک‌های اضافی محکم کرد تا پایدارتر شود.