verstreben
مهاربندی کردن، با تیرک محکم کردن، تقویت کردن
Beispiele
- das Baugerüst ''verstrebenداربست ساختمانی را «مهاربندی کردن
- einen Hochspannungsmast ''verstrebenیک دکل فشار قوی را «مهاربندی کردن
- einen Lattenzaun ''verstrebenیک حصار چوبی را «تقویت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با تیرکها یا ستونها محکم کردن و پایداری بخشیدن.
- Die Bauarbeiter mussten die Wände des alten Hauses verstreben.کارگران ساختمانی مجبور شدند دیوارهای خانه قدیمی را مهار کنند.
- Man kann ein Regal mit zusätzlichen Streben verstreben, um es stabiler zu machen.میتوان یک قفسه را با تیرکهای اضافی محکم کرد تا پایدارتر شود.