verstreichen
مالیدن، پخش کردن (روی سطح)
Bedeutungen
1
intransitiv
(در مورد زمان) سپری شدن، گذشتن
- Die Frist ist leider schon verstrichen.متاسفانه مهلت قبلاً سپری شده است.
- Viel Zeit ist seit unserem letzten Treffen verstrichen.زمان زیادی از آخرین ملاقات ما گذشته است.
2
Akkusativ
چیزی را روی سطحی مالیدن یا پخش کردن (مثلاً بتونه یا ملات)
- Er verstrich den Mörtel in den Fugen.او ملات را در درزها مالید.
- Man muss die Creme gleichmäßig verstreichen.باید کرم را به طور یکنواخت پخش کرد.