فعل
ژلهای شدن، سفت شدن (مخصوصاً غذا)
معانی و تعاریف versulzen:
- (مجازی) بیش از حد احساساتی، شیرین یا لوس شدن، به گونهای که ناخوشایند باشد.
- (تحتاللفظی) به ژله یا آبکی تبدیل شدن، سفت شدن مانند ژله.
جملات نمونه برای versulzen:
„Natürlich kann dieser Leimanstrich nur zur wärmeren Jahreszeit mit Erfolg angewendet werden; er würde im Winter, statt zu trocknen, ''versulzen'' und dadurch die Kraft verlieren.“
البته این چسب فقط در فصل گرم سال با موفقیت قابل استفاده است؛ در زمستان به جای خشک شدن، ژلهای میشود و در نتیجه قدرت خود را از دست میدهد.
Der Film ist am Ende total versulzt.
فیلم در آخر کاملاً احساساتی و لوس شد.
Ihre Rede versulzte zusehends.
سخنرانی او به وضوح لوس میشد.