فعل
به تعویق انداختن، موکول کردن به زمان دیگر
معانی و تعاریف vertagen:
- یک جلسه، بحث، تصمیم یا رویداد را به زمان دیگری در آینده موکول کردن یا به تعویق انداختن.
جملات نمونه برای vertagen:
Die Sitzung wurde auf nächste Woche vertagt.
جلسه به هفته آینده موکول شد.
Wir müssen die Entscheidung leider vertagen.
متاسفانه باید تصمیمگیری را به تعویق بیندازیم.