verteilbar
قابل تقسیم، قابل توزیع، قابل واگذاری
Beispiele
- Das System wurde so konzipiert, dass die Kosten auf beliebig viele Anleger ''verteilbar'' sind.این سیستم به گونهای طراحی شده است که هزینهها بین هر تعداد سرمایهگذار قابل تقسیم باشد.
قابل تقسیم، قابل توزیع، قابل واگذاری