vertellen

Aussprache: /fɛrˈtɛlən/
Wortzerlegung: ver·tel·len
فعل

گفتن، تعریف کردن، اطلاع دادن

Beispiele

  • Nee! ''Vertell'' nix! Dat hast du wirklich gehört?نه! چیزی نگو! تو واقعاً این را شنیدی؟
  • Ho! Ho! Ho! Hein Fiete hat es mir ''vertellt.هو! هو! هو! هاین فیته آن را به من گفت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در لهجه آلمانی پایین) چیزی را تعریف کردن یا حکایت کردن.

  • Kannst du mir mal eine Geschichte vertellen?می‌توانی برایم یک داستان تعریف کنی؟
  • Er vertellt immer so schöne Sachen.او همیشه چیزهای خیلی خوبی تعریف می‌کند.