فعل
فروختن، سر به نیست کردن (عامیانه)
معانی و تعاریف verticken:
- فروختن چیزی (اغلب به سرعت، غیرقانونی، یا کالاهای ناخواسته). این کلمه عامیانه است.
جملات نمونه برای verticken:
Er ''vertickte'' nach und nach die Briefmarkensammlung seines Opas im Internet.
او به تدریج مجموعه تمبرهای پدربزرگش را در اینترنت فروخت.
„Auf dem Schulhof ''vertickt'' sie abgelaufene Kondome, um Essen zu kaufen, während ihre Mutter das wenige Geld unbedacht im Café verprasst.“
«در حیاط مدرسه، او کاندومهای تاریخ مصرف گذشته را میفروشد تا غذا بخرد، در حالی که مادرش پول ناچیز را بیملاحظه در کافه خرج میکند.»
Er hat seine alten Comics auf dem Flohmarkt vertickt.
او کمیکهای قدیمیاش را در بازار دستدوم فروخت.