vertonen
آهنگسازی کردن (برای متن)، دوبله کردن (برای فیلم)
Beispiele
- Clara Schumann ''vertonte'' den Text [Heinrich Heines „Die Lore-Ley“] im Jahr 1843 als Lied für Klavier und Singstimme.کلارا شومان متن [«لُرهلای» هاینریش هاینه] را در سال ۱۸۴۳ به صورت ترانه برای پیانو و صدای خواننده آهنگسازی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به یک فیلم، متن یا تصویر، موسیقی یا صدا اضافه کردن.
- Der Komponist hat den neuen Film vertont.آهنگساز فیلم جدید را صداگذاری کرده است.
- Viele Gedichte wurden später vertont.بسیاری از اشعار بعدها به موسیقی تبدیل شدند.