vertrinken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁɪŋkn̩/
Worttrennung: ver·trin·ken
فعل

به باد دادن (پول با مشروب)، فراموش کردن غم با نوشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas vertrinken)

پول، سرمایه یا دارایی خود را صرف خرید و نوشیدن الکل کردن و به باد دادن.

  • Er hat sein ganzes Geld in der Kneipe vertrunken.او تمام پولش را در میخانه با نوشیدن مشروب به باد داد.
  • Sie vertrank ihr Erbe in wenigen Jahren.او ارث خود را در عرض چند سال با نوشیدن مشروب از بین برد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas vertrinken)

خشم، غم یا نگرانی را با پناه بردن به الکل فراموش کردن یا از بین بردن.

  • Er versucht, seinen Kummer mit Alkohol zu vertrinken.او سعی می‌کند غم خود را با نوشیدن الکل فراموش کند.
  • Manche Leute vertrinken ihre Sorgen.برخی افراد نگرانی‌های خود را با نوشیدن الکل از بین می‌برند.