vertrinken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁɪŋkn̩/
Worttrennung: ver·trin·ken
فعل

به باد دادن (پول با مشروب)، فرامش کردن غم با نوشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول، سرمایه یا دارایی خود را صرف خرید و نوشیدن الکل کردن و به باد دادن

  • Er hat sein ganzes Erbe in wenigen Jahren vertrunken.او تمام ارثیه خود را ظرف چند سال با خوش‌گذرانی و نوشیدن به باد داد.
  • Sie vertrinkt jedes Wochenende ihren gesamten Lohn.او هر آخر هفته تمام دستمزدش را خرج نوشیدن می‌کند.
2 Akkusativ

خشم، غم یا نگرانی را با پناه بردن به الکل فراموش کردن یا از بین بردن

  • Ich muss diesen Ärger erst einmal vertrinken.من باید اول این عصبانیت را با نوشیدن الکل فراموش کنم.
  • Er versucht, seinen Sorgen zu vertrinken.او تلاش می‌کند نگرانی‌هایش را با نوشیدن به فراموشی بسپارد.