vertrinken
به باد دادن (پول با مشروب)، فرامش کردن غم با نوشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پول، سرمایه یا دارایی خود را صرف خرید و نوشیدن الکل کردن و به باد دادن
- Er hat sein ganzes Erbe in wenigen Jahren vertrunken.او تمام ارثیه خود را ظرف چند سال با خوشگذرانی و نوشیدن به باد داد.
- Sie vertrinkt jedes Wochenende ihren gesamten Lohn.او هر آخر هفته تمام دستمزدش را خرج نوشیدن میکند.
2
Akkusativ
خشم، غم یا نگرانی را با پناه بردن به الکل فراموش کردن یا از بین بردن
- Ich muss diesen Ärger erst einmal vertrinken.من باید اول این عصبانیت را با نوشیدن الکل فراموش کنم.
- Er versucht, seinen Sorgen zu vertrinken.او تلاش میکند نگرانیهایش را با نوشیدن به فراموشی بسپارد.