verträumen
وقت را تلف کردن با رویاپردازی, روز را به بطالت گذراندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verträumen)
زمان یا فرصتی را با رویاپردازی یا خیالبافی به جای انجام کاری مفید سپری کردن.
- Er hat den ganzen Nachmittag nur verträumt, anstatt zu lernen.او به جای درس خواندن، تمام بعدازظهر را فقط خیالبافی کرد.
- Sie verbrachte ihre Jugend damit, ihre Zukunft zu verträumen.او دوران جوانی خود را با رویاپردازی درباره آیندهاش سپری کرد.