verträumen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁɔʏ̯mən/
Worttrennung: ver·träu·men
فعل

وقت را تلف کردن با رویاپردازی، روز را به بطالت گذراندن

Bedeutungen

1 Akkusativ

زمان یا فرصتی را با رویاپردازی یا خیال‌بافی به جای انجام کاری مفید سپری کردن.

  • Er hat den ganzen Nachmittag verträumt, anstatt zu lernen.او تمام بعدازظهر را به رویاپردازی گذراند به جای اینکه درس بخواند.
  • Sie verträumte ihre Jugend mit unrealistischen Vorstellungen.او جوانی‌اش را با تصورات غیرواقعی هدر داد.