vertrödeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtrøːdl̩n/
Worttrennung: ver·trö·deln
فعل

وقت تلف کردن، وقت را از دست دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas vertrödeln)

وقت یا فرصت را بیهوده تلف کردن، به بطالت گذراندن، یا کاری را با تأخیر زیاد انجام دادن.

  • Wir dürfen keine Zeit vertrödeln, wenn wir das Projekt rechtzeitig abschließen wollen.اگر بخواهیم پروژه را به موقع تمام کنیم، نباید وقت تلف کنیم.
  • Er hat den ganzen Nachmittag mit Nichtstun vertrödelt.او تمام بعدازظهر را با بیکاری تلف کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas vertrödeln)

چیزی را (معمولاً پول یا دارایی) به صورت بی‌فکرانه، بی‌دقت یا با بی‌مبالاتی هدر دادن یا از دست دادن.

  • Sie hat ihr ganzes Erbe vertrödelt und ist nun mittellos.او تمام ارث خود را به باد داد و اکنون بی‌چیز است.
  • Man sollte das verdiente Geld nicht einfach vertrödeln.آدم نباید پول زحمت‌کشیده‌اش را به سادگی هدر دهد.