vertrödeln
وقت تلف کردن، وقت را از دست دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vertrödeln)
وقت یا فرصت را بیهوده تلف کردن، به بطالت گذراندن، یا کاری را با تأخیر زیاد انجام دادن.
- Wir dürfen keine Zeit vertrödeln, wenn wir das Projekt rechtzeitig abschließen wollen.اگر بخواهیم پروژه را به موقع تمام کنیم، نباید وقت تلف کنیم.
- Er hat den ganzen Nachmittag mit Nichtstun vertrödelt.او تمام بعدازظهر را با بیکاری تلف کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas vertrödeln)
چیزی را (معمولاً پول یا دارایی) به صورت بیفکرانه، بیدقت یا با بیمبالاتی هدر دادن یا از دست دادن.
- Sie hat ihr ganzes Erbe vertrödelt und ist nun mittellos.او تمام ارث خود را به باد داد و اکنون بیچیز است.
- Man sollte das verdiente Geld nicht einfach vertrödeln.آدم نباید پول زحمتکشیدهاش را به سادگی هدر دهد.