vertrölen
به تعویق انداختن، وقت تلف کردن روی چیزی
Beispiele
- Die Sache verträgt daher keine Verzögerung, wenn ich nicht alles ''vertrölen'' und jeder Einsprache verlustig gehen will.این موضوع دیگر نمیتواند به تعویق بیفتد، اگر نمیخواهم همه چیز را به تعویق بیندازم و هر اعتراضی را از دست بدهم.
Bedeutungen
1
نامشخص
این فعل در آلمانی استاندارد وجود ندارد یا بسیار نادر و محلی است و نمیتوان آن را غنیسازی کرد.
- Dieses Verb ist im Standarddeutschen nicht gebräuchlich.این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست.
- Es könnte sich um einen Dialektausdruck handeln.ممکن است یک اصطلاح گویشی باشد.