vertrölen
به تعویق انداختن، وقت تلف کردن روی چیزی
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vertrölen)
وقت یا فرصت را با انجام کاری بیفایده یا با تاخیر انداختن آن تلف کردن.
- Er hat die ganze Zeit mit sinnlosen Diskussionen vertrölert.او تمام وقت را با بحثهای بیمعنی تلف کرد.
- Wir dürfen die wertvolle Zeit nicht vertrölen.ما نباید وقت ارزشمند را تلف کنیم.