vertrösten
به آینده امیدوار کردن، دلخوش کردن به وعده
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) mit etwas (Dativ)
به کسی وعدهای برای آینده دادن تا او را آرام کرد یا از انجام کاری در حال حاضر منصرف کرد.
- Man hat ihn mit einer Gehaltserhöhung im nächsten Jahr vertröstet.آنها او را با افزایش حقوق در سال آینده دلخوش کردند.
- Die Regierung vertröstete die Bürger mit schönen Worten.دولت مردم را با حرفهای قشنگ دلخوش کرد.
2
jemanden (Akkusativ)
کسی را با امید یا وعدهای آرام کردن، به خصوص وقتی که انتظارش برآورده نمیشود.
- Sie versuchte, ihn zu vertrösten, aber er war sehr enttäuscht.او سعی کرد او را دلداری دهد، اما او بسیار ناامید بود.
- Der Chef vertröstete die Mitarbeiter bezüglich der Bonuszahlungen.رئیس در مورد پرداخت پاداشها، کارکنان را امیدوار کرد.