vertrauensvoll

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁaʊ̯ənsˌfɔl/
Worttrennung: ver·trau·ens·voll
صفت

با اعتماد، مطمئن، سرشار از اطمینان

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده یا بیانگر اعتماد؛ با اطمینان و بدون تردید.

  • Sie blickte ihm vertrauensvoll in die Augen.او با اعتماد به چشمانش نگاه کرد.
  • Er gab ihr eine vertrauensvolle Antwort.او پاسخی مطمئن به او داد.
  • Die vertrauensvolle Zusammenarbeit war der Schlüssel zum Erfolg.همکاری مبتنی بر اعتماد کلید موفقیت بود.
2

کسی که به دیگران اعتماد دارد؛ پر از اعتماد به نفس و اطمینان.

  • Er ist ein vertrauensvoller Mensch, der immer das Beste erwartet.او فردی با اعتماد است که همیشه بهترین‌ها را انتظار دارد.
  • Sie sprach mit vertrauensvoller Stimme über ihre Pläne.او با صدایی سرشار از اطمینان در مورد برنامه‌هایش صحبت کرد.
  • Ein vertrauensvoller Blick kann viel sagen.یک نگاه با اعتماد می‌تواند حرف‌های زیادی بزند.