vertrinken

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁɪŋkn̩/
Wortzerlegung: ver·trin·ken
فعل

با نوشیدن از بین بردن (پول یا احساسات)، به باد دادن (پول با مشروب)

Beispiele

  • Sobald es auf dem Konto einen Eingang gab, hob sie das Geld ab, und ''vertrank'' noch am selben Abend die Hälfte.به محض اینکه پولی به حسابش واریز می‌شد، آن را برداشت می‌کرد و نیمی از آن را همان شب با نوشیدن از بین می‌برد.
  • Kommst du mit auf ein Bier? Ich muss den Ärger ''vertrinken'' und ein bisschen Spass haben.با من برای یک آبجو می‌آیی؟ باید عصبانیتم را با نوشیدن از بین ببرم و کمی خوش بگذرانم.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Geld, Erbe)

پول یا دارایی را با نوشیدن الکل خرج کردن یا به باد دادن.

  • Er hat sein ganzes Erbe vertrunken.او تمام ارث خود را با نوشیدن به باد داد.
  • Sie vertrinkt jeden Abend ihr Gehalt in der Kneipe.او هر شب حقوقش را در میخانه با نوشیدن خرج می‌کند.