verunreinigen
آلوده کردن
Beispiele
- Auch Tierarzneimittel ''verunreinigen'' die Flüsse und Seen.داروهای دامپزشکی نیز رودخانهها و دریاچهها را آلوده میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را آلوده یا کثیف کردن
- Abgase verunreinigen die Luft in den Städten.گازهای خروجی هوا را در شهرها آلوده میکنند.
- Er hat das Wasser mit Chemikalien verunreinigt.او آب را با مواد شیمیایی آلوده کرده است.