verurkunden
رسمی کردن، مستند کردن (با سند رسمی)
Beispiele
- Der Verkauf 1856 wurde zu einem Preis von Fr. 20 000 ''verurkundet''.فروش سال ۱۸۵۶ با قیمت ۲۰,۰۰۰ فرانک رسماً مستند شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به صورت رسمی و قانونی ثبت یا گواهی کردن، سند کردن
- Der Notar verurkundet den Kaufvertrag.سردفتر قرارداد خرید را سند میکند.
- Die Geburt eines Kindes muss verurkundet werden.تولد یک کودک باید ثبت شود.