mitverursachen
همراهی در ایجاد کردن، در بوجود آمدن چیزی شریک بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas mitverursachen)
در ایجاد یا به وجود آمدن یک وضعیت یا رویداد (اغلب منفی) نقش داشتن، یکی از عوامل بودن.
- Seine Unachtsamkeit hat den Unfall mitverursacht.بیاحتیاطی او باعث وقوع تصادف شد.
- Die schlechte Organisation hat das Chaos mitverursacht.سازماندهی ضعیف باعث ایجاد این هرج و مرج شد.