verweben
در هم تنیدن، با هم بافتن، در هم آمیختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verweben)
نخها، الیاف یا مواد دیگر را به هم بافتن تا پارچه یا ساختاری ایجاد شود.
- Die Weber verweben die bunten Fäden zu einem Teppich.بافندگان نخهای رنگارنگ را برای بافتن یک فرش در هم میتنند.
- Dieses Material ist aus Seide und Wolle verwebt.این پارچه از ابریشم و پشم بافته شده است.
2
Akkusativ (mit + Dativ)
مفاهیم، ایدهها، داستانها یا سرنوشتها را به گونهای به هم پیوند دادن که جداییناپذیر شوند.
- Der Autor verwebt geschickt verschiedene Handlungsstränge.نویسنده ماهرانه خطوط داستانی مختلف را در هم میآمیزد.
- Ihre Schicksale waren von diesem Tag an untrennbar miteinander verwebt.سرنوشت آنها از آن روز به بعد به طور جداییناپذیری در هم تنیده شد.