verwöhnt

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvøːnt/
Worttrennung: ver·wöhnt
صفت

لوس، نازپرورده

Bedeutungen

1

کسی که بیش از حد به او توجه شده و خواسته‌هایش برآورده شده است، در نتیجه لوس و گاهی خودخواه شده است.

  • Das verwöhnte Kind bekam alles, was es wollte.کودک لوس هرچه می‌خواست به او داده می‌شد.
  • Sie ist ein bisschen verwöhnt, weil ihre Eltern ihr nie etwas verweigert haben.او کمی نازپرورده است چون والدینش هرگز چیزی را از او دریغ نکردند.
  • Sein verwöhntes Auftreten machte ihn unsympathisch.رفتار لوس او او را نامحبوب کرده بود.