verwöhnen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvøːnən/
Worttrennung: ver·wöh·nen
فعل

نازپرورده کردن، لوس کردن، زیاده از حد مراقبت کردن، لذت بردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden verwöhnen)

با محبت و توجه بیش از حد، کسی را لوس کردن یا نازپرورده کردن، به طوری که ممکن است توقعاتش بالا برود.

  • Eltern sollten ihre Kinder nicht zu sehr verwöhnen.والدین نباید فرزندان خود را بیش از حد لوس کنند.
  • Er ist so verwöhnt, dass er nie etwas selbst macht.او آنقدر نازپرورده است که هرگز کاری را خودش انجام نمی‌دهد.
2 sich (Akkusativ) verwöhnen lassen

به خود اجازه دادن که از چیزی لذت ببرد یا با خود مهربان باشد، معمولاً در مورد غذا، استراحت یا خدمات لوکس.

  • Nach der anstrengenden Woche gönnte sie sich ein entspannendes Bad und verwöhnte sich.پس از هفته پرزحمت، او به خود اجازه داد حمام آرامش‌بخشی بگیرد و به خود رسید.
  • Wir haben uns im Urlaub richtig verwöhnt und jeden Abend im besten Restaurant gegessen.ما در تعطیلات واقعاً به خودمان خوش گذراندیم و هر شب در بهترین رستوران غذا خوردیم.