verwölfen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvœlfən/
Worttrennung: ver·wöl·fen
فعل

تولید مثل ناموفق داشتن (حیوانات ماده)، سقط کردن

Beispiele

  • Die Hündin hat ''verwölft''.سگ ماده سقط کرد.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

به گرگ تبدیل شدن یا ویژگی‌های گرگ را پیدا کردن (یک فعل بسیار نادر، ادبی یا ابداعی؛ در زبان روزمره استفاده نمی‌شود)

  • In alten Sagen konnten sich Menschen verwölfen.در افسانه‌های قدیمی، انسان‌ها می‌توانستند به گرگ تبدیل شوند.
  • Der Zauber ließ den Mann verwölfen.جادو باعث شد مرد گرگ‌نما شود.