verwünschen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvʏnʃn̩/
Worttrennung: ver·wün·schen
فعل

نفرین کردن، طلسم کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verwünschen)

نفرین کردن، آرزوی بدی یا ناگواری برای کسی یا چیزی کردن (از روی خشم و ناراحتی).

  • Sie verwünschte den Mann, der ihr Auto beschädigt hatte.او مردی را که به ماشینش آسیب زده بود، نفرین کرد.
  • Er verwünschte seine Pechsträhne.او بدشانسی خود را لعنت کرد.
2 Akkusativ + zu + Dativ / in + Akkusativ

با جادو یا طلسم کسی یا چیزی را به وضعیتی ناخوشایند درآوردن (در داستان‌ها و افسانه‌ها).

  • Die Hexe verwünschte den Prinzen in einen Frosch.جادوگر شاهزاده را به قورباغه تبدیل کرد (طلسم کرد).
  • Er wurde von dem Zauberer in einen Stein verwandelt und verwünscht.او توسط جادوگر به سنگ تبدیل شد و طلسم گردید.