verwünschen
نفرین کردن، طلسم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verwünschen)
نفرین کردن، آرزوی بدی یا ناگواری برای کسی یا چیزی کردن (از روی خشم و ناراحتی).
- Sie verwünschte den Mann, der ihr Auto beschädigt hatte.او مردی را که به ماشینش آسیب زده بود، نفرین کرد.
- Er verwünschte seine Pechsträhne.او بدشانسی خود را لعنت کرد.
2
Akkusativ + zu + Dativ / in + Akkusativ
با جادو یا طلسم کسی یا چیزی را به وضعیتی ناخوشایند درآوردن (در داستانها و افسانهها).
- Die Hexe verwünschte den Prinzen in einen Frosch.جادوگر شاهزاده را به قورباغه تبدیل کرد (طلسم کرد).
- Er wurde von dem Zauberer in einen Stein verwandelt und verwünscht.او توسط جادوگر به سنگ تبدیل شد و طلسم گردید.