verwünschen
نفرین کردن، طلسم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
نفرین کردن، آرزوی بدی یا ناگواری برای کسی یا چیزی کردن (از روی خشم و ناراحتی)
- Er verwünschte den Tag, an dem er diese Entscheidung getroffen hatte.او روزی را که این تصمیم را گرفته بود، نفرین کرد.
- Die alte Frau verwünschte den Dieb aus tiefstem Herzen.زن پیر دزد را از ته دل نفرین کرد.
2
Akkusativ + zu + Dativ / in + Akkusativ
با جادو یا طلسم کسی یا چیزی را به وضعیتی ناخوشایند درآوردن (در داستانها و افسانهها)
- Die böse Hexe verwünschte den Prinzen in einen Frosch.جادوگر بدجنس شاهزاده را با طلسم به یک قورباغه تبدیل کرد.
- Das verwünschte Schloss lag tief im dunklen Wald.قلعه طلسمشده در عمق جنگل تاریک قرار داشت.