verwerfen
رد کردن، کنار گذاشتن؛ تاب برداشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + verwerfen)
یک طرح، ایده، پیشنهاد یا درخواست را رد کردن، نپذیرفتن و کنار گذاشتن.
- Der Rat hat den Bauantrag verworfen.شورا درخواست ساخت و ساز را رد کرد.
- Seine Idee wurde von allen verworfen.ایده او توسط همه رد شد.
2
sich (Akkusativ) verwerfen
تغییر شکل دادن، تاب برداشتن یا کج شدن مواد (به ویژه چوب یا فلز در اثر رطوبت، گرما یا فشار) (اغلب با ضمیر بازتابی 'sich').
- Das Holz hat sich durch die Feuchtigkeit verzogen.چوب به دلیل رطوبت تاب برداشته است.
- Die Metallstrebe hat sich unter der Last verworfen.تیر فلزی زیر بار تاب برداشت.