verwerfen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvɛrfən/
Worttrennung: ver·wer·fen
فعل

رد کردن، کنار گذاشتن؛ تاب برداشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + verwerfen)

یک طرح، ایده، پیشنهاد یا درخواست را رد کردن، نپذیرفتن و کنار گذاشتن.

  • Der Rat hat den Bauantrag verworfen.شورا درخواست ساخت و ساز را رد کرد.
  • Seine Idee wurde von allen verworfen.ایده او توسط همه رد شد.
2 sich (Akkusativ) verwerfen

تغییر شکل دادن، تاب برداشتن یا کج شدن مواد (به ویژه چوب یا فلز در اثر رطوبت، گرما یا فشار) (اغلب با ضمیر بازتابی 'sich').

  • Das Holz hat sich durch die Feuchtigkeit verzogen.چوب به دلیل رطوبت تاب برداشته است.
  • Die Metallstrebe hat sich unter der Last verworfen.تیر فلزی زیر بار تاب برداشت.