verwahrlost
بیتوجهی شده، رها شده، ژولیده، نامرتب
Bedeutungen
1
به دلیل عدم مراقبت یا توجه کافی، در وضعیت نامناسب، کثیف، ژولیده یا نامرتب قرار گرفته است.
- Das verwahrloste Grundstück sah traurig aus.ملک رها شده غمگین به نظر میرسید.
- Das Kind war ungepflegt und wirkte verwahrlost.کودک نامرتب بود و ژولیده به نظر میرسید.
- Die alten Möbel waren staubig und verwahrlost.مبلمان قدیمی غبارآلود و نامرتب بودند.