anverwandeln
به خود جذب کردن، پذیرفتن (عقیده)، تقلید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
(رسمی، ادبی) چیزی را به چیز دیگری تبدیل کردن یا دگرگون کردن، به گونهای که شباهت یا ارتباطی با آن پیدا کند.
- Er versuchte, die alte Legende in ein modernes Drama anzuverwandeln.او تلاش کرد تا افسانه قدیمی را به یک درام مدرن تبدیل کند.
- Die Künstlerin hat Alltagsgegenstände in Kunstwerke anverwandelt.هنرمند اشیاء روزمره را به آثار هنری دگرگون کرده است.