anverwandeln
به خود جذب کردن، پذیرفتن (عقیده)، تقلید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
(رسمی، ادبی) چیزی را به چیز دیگری تبدیل کردن یا دگرگون کردن، به گونهای که شباهت یا ارتباطی با آن پیدا کند.
- Er verwandelte seine Trauer in eine stärkere Entschlossenheit.او اندوه خود را به عزمی قویتر تبدیل کرد.
- Die Natur verwandelt Wasser in Leben.طبیعت آب را به زندگی تبدیل میکند.