verwanzen
۱. پر از ساس شدن ۲. شنود گذاشتن، دستگاه شنود نصب کردن
Beispiele
- Im Logis, da vorne, haben die Leute die Betten ''verwanzen'' lassen.در اقامتگاه، آن جلو، مردم تختها را «پر از ساس» کرده بودند (اجازه داده بودند پر از ساس شوند).
Bedeutungen
1
Akkusativ (was?)
در یک اتاق یا تلفن دستگاههای شنود مخفی نصب کردن برای استراق سمع.
- Die Detektive haben das Büro des Verdächtigen verwanzt.کارآگاهان دفتر مظنون را شنود گذاشتهاند.
- Man befürchtete, dass das Telefon verwanzt war und alle Gespräche abgehört wurden.ترس این بود که تلفن شنود شده و تمام مکالمات شنیده میشوند.