فعل
اخطار دادن، تذکر دادن (با تهدید به مجازات)، سرزنش کردن
معانی و تعاریف verwarnen:
- به کسی به خاطر اشتباه یا تخلفی هشدار دادن و عواقب آن را گوشزد کردن.
جملات نمونه برای verwarnen:
Arbeitgeber dürfen ihre Arbeitnehmer ''verwarnen,'' wenn diese ein Fehlverhalten gesetzt haben.
کارفرمایان میتوانند کارمندان خود را در صورت ارتکاب تخلف، اخطار دهند.
Der Schiedsrichter verwarnte den Spieler wegen eines Fouls.
داور به بازیکن به خاطر خطا اخطار داد.
Die Polizei verwarnte den Autofahrer wegen zu schnellen Fahrens.
پلیس به راننده به دلیل سرعت زیاد هشدار داد.